دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

۱۶ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۲ ثبت شده است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۳۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۳۲
خانم چادری


رختِ زیبای آسمانی را

خواهرم با غرور بر سر کن

نه خجالت بکش نه غمگین باش

چادرت ارزش است باور کن

 

بوی زهرا و مریم و هاجر

از پر ِ چادرت سرازیر است

بشکند آن قلم که بنویسد:

"دِمُدِه گشت و دست و پا گیر" است

 

توی بال  ِ فرشته ها انگار

حفظ وقت ِ عبور می آیی

کوری ِ چشمهای بی عفت

مثل یک کوه  نور می آیی

 

حفظ و پوشیده در صدف انگار

ارزش و شان خویش میدانی

با وقاری و مثل یک خورشید

پشت ِ یک ابر ِ تیره میمانی

 

خسته ای از تمام مردم شهر

از چه رو این قدر تو غم داری؟

نکند فکر این کنی شاید

چیزی از دیگران تو کم داری !!

 

قدمت   روی  شهپر جبریل

هر زمانی که راه می آیی

در شب ِ چادرت تو می تابی

مثل یک قرص ِ ماه می آیی

 

سمت  ِ جریان  ِ  آبها رفتن

هنر  ِ هر شناگری باشد

تو ولی باز استقامت کن

پیش  ِ رو جای بهتری باشد

 

پر بکش  سمت  اوج میدانم

که خدا با تو است در همه جا

پر بزن چادرت تو را بال است

و بدان  می برد تو را بالا

 

در زمانی که شان و ارزش جز

به دماغ و لباس و ماشین نیست

توی چادر بمان و ثابت کن

ارزش واقعی زن این نیست ...!!!

 

 

وحید مصلحی


Flower تقدیم به همه ی دوستانِ چادریم ;)





۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۵:۰۱
خانم چادری

گاهی چه شیرین، دلگیر میشوی وقتی...

چادرت تو را متفاوت میکند...


 با چادری که همراهش اعتقاداتت را سخت به بغل گرفته ای و تنها به مسیرت ادامه می دهی...

حتی وقتی

دیگران نخواهند همراهیت کنند...



۱۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۱۳
خانم چادری

در خاطره یکی از همراهان امام راحل در «نوفل لوشاتو » می‌خوانیم:

«در مورد حجاب هم وقتی از فرانسه آمدم، هنوز با مانتو و شلوار و مقنعه بودم. یک بار در مهران، پایم صدمه دید و من با عصا و با همان مانتو و شلوار خدمت امام رفتم تا گزارش بدهم. امام فرمودند: اگر چادر ندارید، بگویم احمد برایتان بخرد.

 عرض کردم:  نه حاج آقا! چون به کوه می‌رفتم و اسلحه روی دوشم بود و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم و گاهی هم باید سه‌پایه تیربار را روی دوش می‌گرفتم، چادر سرکردن برایم دشوار بود.

فرمودند: چادر برای زن بهتر است.

من از آن روز چادر سر کردم.

حجاب برتر


× چه مسئولیت سنگینی!

×× چقدر سخت میشه یه جاهایی که از موضوعی خیلی مطمئنی،اما نتونی با قطعیت ، درست انجامش بدی!

××× هرچی باشه سخت تر از رسالت پیامبر (ص) که نیست...

×××× نمیدونم این وسط شیطان حرفش چیه!

××××× گمنامه! ارحم الرحما! دعا دعا...



۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۷:۵۲
خانم چادری

در آستانه ماه مبارک رجب، صدها نفر از بانوان برجسته و فعال در بخشهای دانشگاهی، حوزوی، مسائل خانواده و زنان، دستگاههای اجرایی، فعالیتهای قرآنی، رسانه و سازمانهای مردم نهاد، صبح امروز (شنبه) به مدت دو ساعت و نیم با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار با تأکید بر لزوم طرح گفتمان اسلامی در مورد زن بصورت تهاجمی و طلبکارانه در عرصه بین المللی، «تقویت نهاد خانواده» و «احترام و تکریم زن در محیط خانه» را دو نیاز مهم و فوری جامعه دانستند و خاطرنشان کردند: زنان فعال و کارآمد در جبهه انقلاب اسلامی باید حضور خود را در صحنه دفاع از انقلاب نمایان تر و پررنگ تر کنند.



۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۲:۳۱
خانم چادری
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۳۸
خانم چادری

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند
هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند
لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود...

برای عروس مهم بود که چه کسانی حتما در عروسی اش باشند
از اینکه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود
کاش می آمد ...

خیلی از کارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئیس ...
خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میکرد که حتما بیایند

اگر نیایید دلخور میشوم
دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند و خوش بگذرانند
تدارک هم دیده بود
آهنگ و ارکست هم حتما باید باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها!!!؟

بهترین تالار شهر را آذین بسته ام
چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود
آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود

همان شبی که هزار شب نمیشود
همان شبی که همه به هم محرمند
همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود
این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم

همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست
آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید
همان شبی که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند حتی دایی و
اما ..................... کاش امام زمانمان "عج" بود

حق پدری دارد بر ما...

مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عروس برایش کارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود.

به تالار که رسید سر در تالار نوشته بودند:


(ورود امام زمان"عج" اکیدا ممنوع!)

دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارک!

ولی ای کاش کاری میکردی تا من هم می توانستم بیایم...
مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید
(آخه امامان پدر معنوی ما هستن)
دخترم من آمدم اما ...

گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت
و برای خوشبختی دختر دعا کرد

" غلامرضا آقامحمدی"


وبلاگ فدایی امام خامنه ای (حفظه الله )




۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۲۷
خانم چادری

××× خیلی مهم



(با کلیک راست و انتخاب view image می توانید تصویر و مطلب را در اندازه واقعی مشاهده کنید.)

مطالب مرتبط از همین حوالی :

ضروری نوشت

نبش قبر حجربن عدی
 
وقاهت وهابیون با حمله به مرقد مطهر حجربن عدی

شام بلا...

الا لعنه الله علی القوم الظالمین

حجربن عدی...

وهابیان پست ، چرا بس نمی کنید !



۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۱۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۰:۱۹
خانم چادری
تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بود و خودش رو باد می زد. 
به دختر کوچولوی هشت،نه ساله ای که  بخاطر نبودجا،دور از مادرش، کنار او نشسته بود،خیره شد. دخترکوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادرش سر کرده بود. با تعجب وافسوس به دختر نگاه کرد و گفت: توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟!! از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس... تو گرمت نمیشه بچه!
و همون طور که دسته ی شالش رو گرفته بود،دوباره شروع کرد به باد زدن خودش.
همون لحظه اتوبوس ایستاد و دختر از جاش بلند شد. به موهای بیرون اومده و آستین های کوتاه مانتوی زن نگاهی انداخت و بعد،با احترام گفت: چرا گرمه... ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرم تره...
دخترکوچولو پیاده شد و او رو با افکارش تنها گذاشت...
.
.
.
.
داستانِ کوتاهی بود،به نظرم اما، حرف زیادی برای گفتن داشت.
همه ی ما خانم های چادری این سوال رو که: گرمت نیست؟؟!!! حداقلش10-20 باری شنیدیم.
یادمه  یه تابستون درمطب دکتر،منتظر نوبتم نشسته بودم.خلوت هم بود. روی در نوشته بود: کولر روشن است،در را ببندید.
اما کولر خاموش بود و هوا هم گرم.من کنار پنجره نشستم اما بازم گرمم بود.رفتم جلو و به خانم منشی گفتم: میشه لطفا کولر رو روشن کنید؟ میدونید چی گفت؟ برگشت بِهم جواب داد: کولر خرابه،اگه گرمته چادرتو در بیار.
گفتم: من با چادرم راحتم.شمام لطف کن اون کاغذ رو از رو در بردار.
.
.
.
.
این روزهای اردی بهشتی ،هوا کم کم داره رو به گرمی میره و متسفانه خانم هایی هستن که به بهونه گرم بودن هوا ،مدل به مدل با سبک جدید و قدیم!میخوان همش خنک باشن. کفش بدون جوراب،مانتوهای نازک و...
راستی،شما میدونستید پوشیدن جوراب،بیشتر باعث خنکیِ پا میشه؟ اصلا برای بهداشت پا پوشیدن جوراب بهتر از نپوشیدنشِ؟
خانمِ دوست،لطفا اگه خانمی رو دیدی که بدون جوراب، صندل پوشیده،بابت بهداشت و سلامت پاها بهش تذکر بده [ البته خانمی که میشناسی ;) ] ببین،عکس العملش چطوره؟ یه بار امتحان کنید.
البته بابت پوست دست و صورت که بیش از حدِ مجازش هم درمعرض آفتاب باشه،نکات خیلی مفیدی وجود داره که ...
ولش کن  طولانی شد... ما فعلا به همین یک مورد پا بسنده میکنیم. بقیه اش رو انشالله در پست های بعدی مینویسم.


×× نظرتون لطفا مهمه. Arabic Veil



۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۳۵
خانم چادری

روز مادر و من همراه مادرم

مدت ها بود که این طوری برای خرید بازار نیومده بودم

خیابون ها و مغازه ها شلوغ بودن ...


۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۴۸
خانم چادری