دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

۳۴ مطلب با موضوع «حجاب :: دلنوشته» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت روز اعتراض زنان کشورم مینویسم

به مناسبت بی بصیرتی و کج فهمیِ رضاخان

به مناسبت روزی در تاریخ که ماندگار شد و من با افتخار از پیامد اون یاد میکنم

مینویسم با قلمی که از زبان  من در صفحه وبم نوشته میشه اما مثل خار در چشم دشمنم فرو میره

با افتخار ، با حجاب بودن و حیای زنان سرزمینم رو به رخ کج فهمانِ فرنگ زده ای میرسونم که همچنان رویاهای پوچ و خامی در سر دارند.

رضاخان زاده ها! دیدید که جدتون نتونست کاری رو انجام بده که جناب آتاترک در دیار خودش پیاده کرد؛ حتما میدونید چرا؟! پشت این قوم و فرهنگِ ایرانی ما، یک اصل و یک غیرتِ دینیِ همیشه شعله ور وجود داره که بهش میگیم فرهنگ ایرانی اسلامی!

این اسلام همیشه پابرجاست و تاوقتی اعتقادِ اسلامیِ ما ریشه در جان و روح و تفکراتمون داره، هیچ چیز رو یارای مقابله با همیچین موج انقلابی نیست.

رضاخان که هیچی!بزرگ تر از اونم نتونستن هیچ غلطی رو مرتکب بشن

اینو داشته باش تا بقیه اش رو در پست های بعدیم بشنوی



۰ نظر ۱۶ دی ۹۶ ، ۲۳:۵۱
خانم چادری

امروز زدم از خونه بیرون با یه دوست چادری که نقاب هم به سر داشت؛ راستش بار اولم بود که تو شهر خودمون با یه خانم چادری پوشیه دار قدم میزدم. خیلی عادی شبیه همه مردم راه میرفتیم،حرف میزدیم و خرید می کردیم. اما چیزی که برام عادی نبود...

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۱۹
خانم چادری

یه وقتایی نمیتونم با خودم کنار بیام ولی سعی میکنم قضاوتتون نکنم.واقعا چقدر هوا گرمه! خدایا شکرت ....

نمی‌فهمم مثلا شما فکر میکنید ما گرممون نمیشه! یا مثلاً زیر چادرمون کولر وصله!! ادب هم چیز خوبیه ها! یکم حرمت زنانگی های همدیگه رو داشته باشیم؛ دیگه حجب و حیا رو که نباید همراه با یه لیوان آب خنک تو این گرما نوش جان کنید خواهر من که!

هوا خیلی گرمه ولی فک نمیکنم به گرمای .... ولش ... بی خیال

.

×××: 💥💥💥 

××:بعدن نوشت: آیت الله بهاء الدینی رحمت الله علیه:

اگر زنان چادری می خواستند نشانشان می دادم عرقی که در فصل گرما به خاطر حفظ حجاب می ریزند،دانه دانه اش خورشید است.

.


۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۵
خانم چادری

بعد از یه روز کاری شلوغ و خسته کننده وقتی داشتم از بین جوابای آماده شده دنبال کد 2615-10 میگشتم، صدای مهربون سمیه رو شنیدم: "سلام خااااااااانووووم" سرمو بلند کردم. خودش بود

دستاشو گرفتم و بغلم کرد. پشت چادر مشکی قشنگش محدثه رو دیدم. چشای درشت سبزش تو صورت سفیدش برق میزد.

"باباش نبود که بره دنبالش، من رفتم مدرسه اوردمش؛گفتم بیام دنبال جواب مامان. "

رو لباس مدرسش چادر ملی پوشیده بود. لبه های آستینش و دور سرش یه نوار زیبایی داشت. مادر و دختر هر دو عین هم چادر به سر داشتن.محدثه چقدرررر خانوم بنظر میرسید. خیلی دوست داشتم لپاشو بکشمو قوربون صدقش برم اما خجالت میکشیدم. از وقتی با سمیه آشنا شدم، تعصب خاصی رو حجاب و چادرش داشت. دارم فکر میکنم که عقاید  مادر محدثه 6 ساله ؛ چقدر با عقاید مادر تارای 10ساله متفاوته! تارا هم خیلی شبیه مادرشه با این تقاوت که نه لبه ی یراق چادرش ؛ که لیاس کوتاهش و موهای برهنش شبیه لباس ها و مدل موهای مادرشه.


ما داریم چیکار میکنیم با خودمون؟


۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۴۱
خانم چادری
حدیث از امام علی(ع هست که میفرمایند: اگر امربه معروف و نهی از منکر رو.در جامعه ترک کنید, اشرار زمام حکومت شما رو در دست میگیرند.) . . در عجبم از خودم که خانمی رو با لباس خیلی نامناسب در کوچه و خیابون میبینم اما دلم میلرزه و تذکر نمیدم!؛ در عجبم از خودم مه کاری برای رضایت خدا نمیکنم و تسلیم نفسم هستم. . . ×××: یه واجبی هست بنام امر به معروف و نهی از منکر که اون دنیا, مثه حساب نمازو روزه که واجبه, ازت حساب پس میکشن....
۵ نظر ۳۰ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۴
خانم چادری

بسم الله

.

.

یه بار یکی از دوستام بهم گفت : خودکاری که اذکار یا نام خدا رو با اون مینویسی، وقتی تموم شد، داخل سطل زباله ننداز. خودکارو بنداز داخل آب روان، داخل رودخونه. چون با این خودکار نام خدا رو نوشتی و اثر خوبی رو کاغذ گذاشتی؛ ارزش این خودکار بالاست ...

به حرفاش که فکر میکردم،به خودم گفتم : این که فقط یه خودکاره! یه مداده! پس زبان و لب ما که آفریده خداست و باهاشون ذکرمیگیم، نماز میخونیم، چرا باید ازش حرف زشت خارج بشه!؟ چرا باهاش غیبت میکنیم!؟ کلن استفاده درستی از آفریده های خدا داریم؟! زیبایی هایی که در اختیارمونه، پوششمون درسته!؟ شکر این زیبایی و ظرافت خانومانَمون رو چطور ادا می کنیم؟ مگه نه اینکه باید شکر نعمت رو به جا آورد و ازشون مراقبت کرد؟! !!!

.

.


۵ نظر ۲۰ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۲
خانم چادری
درست یادم نیست چه تاریخی، چه روزی! شبکه بازار نمایشگاه وسایل حجاب را نشان میداد
مدل به مدل مانتوهای پوشیده و مجلسی،ساده، چادر های مجلسی، طرحدار،ساده، گیره روسری،شال...
چادرمجلسی!! سرآستین های زر دوزی شده و گل دار
گیره روسری! از10 هزارتومن تا50 هزارتومن مزین به سنگ های قیمتی!!!
یک جاهایی بعضی چیزها اصلن با اعتقاداتت جور درنمی آید.

در آتلیه را باز میکنم و باهم وارد میشویم. اطراف پر از قاب عکس و تصاویر مختلف است. چشمم به جسم قرمزقهوه ای رنگی می افتد که درست روبرویمان نشسته و دارد به هردومان نگاه میکند.خیلی رنگش شبیه عکس های قدیمی ست اما نه او در قاب نشسته و نه عکسی در کار است! نمیدانم از شبیه بودن حجابش به حجابمان جا خورده!یا از تفاوت رنگ چادر مشکیِ ما با چادر قرمز قهوه ای خودش!!!


بعدن. ن:  جشنواره باروت خیس (نوشته مهلتش گذشته اما شبکه 2 تبلیغاتش رو نشون داد دیگه از کم و کیفش خبر ندارم)


۱۰ نظر ۲۳ دی ۹۳ ، ۲۰:۲۱
خانم چادری

پدربزرگم: فکرمیکنم پسربچه ای هستم و بالای شاخه درخت نشستم. کی این عمر من گذشت؟!!

ف.ز پای تلفن: نمیخوام امسال جشن تولد بگیرم...

بابابهجتم: الهی ازعمرت پشیمون نشی (موقع خداحافظی میگفتن)

حاج آقا پناهیان در مدیریت زمان : زمان خیییلی بی رحمه...



۱۳ دی ۹۳ ، ۱۴:۰۶
خانم چادری

بی بهانه...

۲۴ نظر ۲۳ آذر ۹۳ ، ۱۹:۴۳
خانم چادری

چه خالیست در شهر ما جای جنگ
دعا های پرسوز شب های جنگ
برآن قله بی نشانی ونام
سفیردرخشان تیر رسام
به یاد لباسی که هنگام رزم
برآن نقشی از کربلا گشت رسم
به دوشکا به قناصه خمپاره 60
به قلبی که تیری بر آن می نشست
پلاکی که نیمی از آن می شکست
به سربند وسنگر به آتش به دود
به نام آوران بسیجی درود


تکرار سریال معراجی ها رو میدیدم که سیّد 2بیت این شعر رو زمزمه میکردن

هرچند که ما فقط به چند دقیقه قسمت آخر رسیدیم و کل قسمت های قبل رو از دست دادیم!

هیچی دیگه الان این پستم منو یاد پستی انداخت که شهید محمد رضا تورجی زاده گفتن :اول اینکه مسئله حجاب را باید تذکر بدهم . که متأسفانه رعایت نمی شود . ما هر شهیدی که به خون می غلطد ، وصیتنامه اش را که می خوانیم مسئله حجاب را تذکر داده . من از مسئولین می خواهم اگر واقعاً نمی توانند جلوی این مسائل را بگیرند ما خودمان بیاییم و جلوی این مسائل را بگیریم .
از آنهایی که عامل این مسائل هستند می خواهیم که از بازی کردن با خون شهیدان دست بردارند ... اینها باید حل شود و به لطف خدا این منکر از جامعه اسلامی بیرون رود .


××: درِد منو دلِ من...

×××: لبخند میزنیم، فراموش میکنیم،فراموش میکنیم و باز هم فراموش میکنیم.

۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۳:۲۵
خانم چادری