دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

شاید تنهایی جایی که بشه گفت خصوصی تره و توش آزادم... همین جا باشه

قدیمی ترین دوستیه برا خودش اینجا...

دلم برات تنگ شده، خیلی زیاد...

کی بر میگردی خونه؟ کاش تواین روزا پیشم بودی...

چرا من وقتی بهت احتیاج دارم نیستی....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۰۴
خانم چادری

بعد از یه روز کاری شلوغ و خسته کننده وقتی داشتم از بین جوابای آماده شده دنبال کد 2615-10 میگشتم، صدای مهربون سمیه رو شنیدم: "سلام خااااااااانووووم" سرمو بلند کردم. خودش بود

دستاشو گرفتم و بغلم کرد. پشت چادر مشکی قشنگش محدثه رو دیدم. چشای درشت سبزش تو صورت سفیدش برق میزد.

"باباش نبود که بره دنبالش، من رفتم مدرسه اوردمش؛گفتم بیام دنبال جواب مامان. "

رو لباس مدرسش چادر ملی پوشیده بود. لبه های آستینش و دور سرش یه نوار زیبایی داشت. مادر و دختر هر دو عین هم چادر به سر داشتن.محدثه چقدرررر خانوم بنظر میرسید. خیلی دوست داشتم لپاشو بکشمو قوربون صدقش برم اما خجالت میکشیدم. از وقتی با سمیه آشنا شدم، تعصب خاصی رو حجاب و چادرش داشت. دارم فکر میکنم که عقاید  مادر محدثه 6 ساله ؛ چقدر با عقاید مادر تارای 10ساله متفاوته! تارا هم خیلی شبیه مادرشه با این تقاوت که نه لبه ی یراق چادرش ؛ که لیاس کوتاهش و موهای برهنش شبیه لباس ها و مدل موهای مادرشه.


ما داریم چیکار میکنیم با خودمون؟


۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۴۱
خانم چادری

هیچ وقت نتونستم این با این موضوع کنار بیام

عیسی به دین خود موسی به دین خود

یا : اعتقادات من برای خودمه و اعتقادات تو برای خودت ، پس بهتره به اعتقادات هم احترام بذاریم

ما چندین ساله که از بهترین دوستان هم هستیم اما نه من در کار دوستم دخالت میکنم، نه دوستم در کار من!

بهتره در جوابت بگم تو دوستش نیستی بلکه دشمنشی...

تو نمیتونی بهترین دوست دوستت باشی در حالی که خودت به یسری از مساعل شرعی و عرفی اعتقاد داری، در حالی که او پایبند به هیج قید و بندی نیست! درست مثل سلول های عصب بینایی که در قسمت های مختلف بندنت وجود داره و غیر فعالٍ ، این بخش از احکام دینت که اسمش امر به معروف و نهی از منکر هست هم در تو  وجود داره اما غیر فعالش کردی

چطور میتونی با بی تفاوتی از نوع پوشش خواهرت ،مادر ،همسر و یا دوستت بگذری در حالی که ادعای دینداری میکنی!؟

مطمعن باش با یه توجیه خنده دار به یه واجب شرعی! پشت کردی.




۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۵ ، ۱۹:۲۵
خانم چادری

خانمی بودکه هرشب روی پشت بام می ایستاد و به ارباب سلام و عرض ادب میگفت، این خانم از دنیا میرن و گفته شده با دفن این خانم درقبرستان، عذاب از اهالی قبرها کم شده یا ازبین رفته...

آقامون یه نگاه بهمون کنن، تمومه

نمیدونم چه صفت یا ویژگی یا نیروی عجیبی در باطن معصومین هست که سیاه رو سفید، زشت رو زیبا، مرض رو شفا، درد رو دوا، و مرده رو زنده میکنه!

دوستی و رفاقت و محبت و ارادت به اهل بیت، بزرگترین ثروت و دارایی عمرمون میتونه باشه

نه دنیای آباد،نه آخرت سعادتمندانه.... فقط حس آرامش دوست داشته شدن کافیه...

.

.

××××: پست بدون عکس  ;-)

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۸:۲۱
خانم چادری

بسم الله الرحمن الرحیم

مدت هاست که نمینویسم

به قول دوستمون وبلاگ نویسی هم عالمی داره. مخاطب های خاص ، مخاطب های خاموش...

به هر حال...

یاعلی

××: فک کنم برای شروع دویاره کافی باشه :)


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۵ ، ۲۳:۱۰
خانم چادری
همیشه روزهای آخر سال، زودتر از روزهای دیگه میگذره!
نفهمیدم 18 روز چه طور گذشت!
اما دلم میخواد بقیه عمرم، چه زود چه دیر، فقط با تو بگذره...
.
.
××: فاطمیه داریم...
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۰۵
خانم چادری
حدیث از امام علی(ع هست که میفرمایند: اگر امربه معروف و نهی از منکر رو.در جامعه ترک کنید, اشرار زمام حکومت شما رو در دست میگیرند.) . . در عجبم از خودم که خانمی رو با لباس خیلی نامناسب در کوچه و خیابون میبینم اما دلم میلرزه و تذکر نمیدم!؛ در عجبم از خودم مه کاری برای رضایت خدا نمیکنم و تسلیم نفسم هستم. . . ×××: یه واجبی هست بنام امر به معروف و نهی از منکر که اون دنیا, مثه حساب نمازو روزه که واجبه, ازت حساب پس میکشن....
۵ نظر ۳۰ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۴
خانم چادری

بسم الله

.

.

یه بار یکی از دوستام بهم گفت : خودکاری که اذکار یا نام خدا رو با اون مینویسی، وقتی تموم شد، داخل سطل زباله ننداز. خودکارو بنداز داخل آب روان، داخل رودخونه. چون با این خودکار نام خدا رو نوشتی و اثر خوبی رو کاغذ گذاشتی؛ ارزش این خودکار بالاست ...

به حرفاش که فکر میکردم،به خودم گفتم : این که فقط یه خودکاره! یه مداده! پس زبان و لب ما که آفریده خداست و باهاشون ذکرمیگیم، نماز میخونیم، چرا باید ازش حرف زشت خارج بشه!؟ چرا باهاش غیبت میکنیم!؟ کلن استفاده درستی از آفریده های خدا داریم؟! زیبایی هایی که در اختیارمونه، پوششمون درسته!؟ شکر این زیبایی و ظرافت خانومانَمون رو چطور ادا می کنیم؟ مگه نه اینکه باید شکر نعمت رو به جا آورد و ازشون مراقبت کرد؟! !!!

.

.


۵ نظر ۲۰ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۲
خانم چادری