دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

همیشه روزهای آخر سال، زودتر از روزهای دیگه میگذره!
نفهمیدم 18 روز چه طور گذشت!
اما دلم میخواد بقیه عمرم، چه زود چه دیر، فقط با تو بگذره...
.
.
××: فاطمیه داریم...
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۰۵
خانم چادری
حدیث از امام علی(ع هست که میفرمایند: اگر امربه معروف و نهی از منکر رو.در جامعه ترک کنید, اشرار زمام حکومت شما رو در دست میگیرند.) . . در عجبم از خودم که خانمی رو با لباس خیلی نامناسب در کوچه و خیابون میبینم اما دلم میلرزه و تذکر نمیدم!؛ در عجبم از خودم مه کاری برای رضایت خدا نمیکنم و تسلیم نفسم هستم. . . ×××: یه واجبی هست بنام امر به معروف و نهی از منکر که اون دنیا, مثه حساب نمازو روزه که واجبه, ازت حساب پس میکشن....
۵ نظر ۳۰ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۴
خانم چادری

بسم الله

.

.

یه بار یکی از دوستام بهم گفت : خودکاری که اذکار یا نام خدا رو با اون مینویسی، وقتی تموم شد، داخل سطل زباله ننداز. خودکارو بنداز داخل آب روان، داخل رودخونه. چون با این خودکار نام خدا رو نوشتی و اثر خوبی رو کاغذ گذاشتی؛ ارزش این خودکار بالاست ...

به حرفاش که فکر میکردم،به خودم گفتم : این که فقط یه خودکاره! یه مداده! پس زبان و لب ما که آفریده خداست و باهاشون ذکرمیگیم، نماز میخونیم، چرا باید ازش حرف زشت خارج بشه!؟ چرا باهاش غیبت میکنیم!؟ کلن استفاده درستی از آفریده های خدا داریم؟! زیبایی هایی که در اختیارمونه، پوششمون درسته!؟ شکر این زیبایی و ظرافت خانومانَمون رو چطور ادا می کنیم؟ مگه نه اینکه باید شکر نعمت رو به جا آورد و ازشون مراقبت کرد؟! !!!

.

.


۵ نظر ۲۰ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۲
خانم چادری

تو چادر بر سرت کردی و یک ملت هوایی شد

بهار اعتراض از مصر؛ از شامات راهی شد

به مجلس رفت طرح انقلاب مخملی امروز

رضاخان آمد و دوران استبداد شاهی شد



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

×××: شعر از محمد عباسی

۵ نظر ۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۳۱
خانم چادری
وقتی هوا گرم می شه،دلت مخواد پاتو بندازی رو پات و یه آب خنک بگیری تو دستتو صورتتو بچسبونی به شیشه ی یخ کرده ی لیوان . حالا اگه تو این هوای داغ بخوای بزنی بیرون، شاید به این فکر بیفتی که ای کاش تو لباسم یه کولر میشد تعبیه کرد.از فکرت به خنده می افتی میری جلو آینه و شالتو زیرگلوت گره میزنی ، چادرت رو میندازی رو سرت و میزنی بیرون.
بانو...
برای خودت اسپندو گلپر دود کن
میدونی، هر کسی مثل تو اینقدر باهوش نیست که تو گرمای آفتاب، با یه حساب و کتاب ساده آخرتشو به دنیا نفروشه و شرمنده خداش نشه...
بعله عزیزم. اینجوریاس


۲۴ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۱:۰۶
خانم چادری

۲۱ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۴۳
خانم چادری
از هوای سرد زمستون و صدای همهمه ی فروشنده ها و خریدهای شب عید و شلوغی های شهر،پناه میبرم به گرمای هیئت وسط بازار
 و من دلم یک روضه ی عشق می خواهد
 از همان روضه ها که صدایش از صدای تمام شهر، بلندتر و پر هیاهو تر است...

ممنونم اگر نروی




۲۰ نظر ۰۹ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۲۱
خانم چادری
ما دوتا و شهدای گمنام شهرمون...



۲۲ نظر ۱۴ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۳۶
خانم چادری