دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

دخترانِ آفتاب

السلام علیک یافاطمة الزهراء

۷ مطلب با موضوع «حجاب :: شهدا :: شهدای خانم» ثبت شده است




نشانی گیرنده : نمی دانم کجایی یا مهدی ؟! شاید در دلم باشی و یا شاید من از تو دورم . کوچه انتظار، پلاک یا مهدی!
به نام خداوند بخشنده ومهربان


××: بیشتر بخوانید و بدانید و ...
http://yashahid.blogfa.com/post-1871.aspx

۱۳ اسفند ۹۲ ، ۱۹:۴۵
خانم چادری
با سیده طاهره قبل تر ها آشنا بودم...
از وقتی خیلی کوچیک بودم
حالا هم بهش افتخار میکنم
این روزها تصویر طاهره رو به عنوان یکی از شهدای شاخص میبینم...
بغض میکنم و لبخند میزنم...
طاهره فقط 14 سال داشت


.
.
.

شهادت رو به اهلش میدن
من به سیده طاهره و امثال سیده طاهره خیلی مدیونم...
.
.
.



××: اگه دلتون خواست...

۱۷ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۵۷
خانم چادری

یادت هست همیشه لبخند میزدی؛

حتی وقتی شنیدی «خرمشهر» اشغال شد؟

گفتی شهرمان را پس خواهیم گرفت

و من هیچ وقت لبخند آخرت را فراموش نخواهم کرد؛

آن هنگام که چادر عربی خونی ات را روی صورتت کشیدم!

 

براساس سرگذشت «شهید مریم فرهانیان»


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۵۷
خانم چادری

ازبین شهدای ششم بهمن سال 60، یه شهید بود که همیشه بیشتر دوستش داشتم. بیشتر برام جذابیت داشت.

در واقع تنها شهیدی که از بچگی خیلی بیشتر باهاش آشنا بودم شهید سیده طاهره هاشمی بود.

چون بین همه ی40شهید،طاهره تنها شهیدِخانم بود...
چون خیلی شجاع بود...
چون یه خانم محجبه چادری بود...

چون یه دانش آموز شهید بود...
چون سنش برای شهادت خیلی کم بود...

و...

 طاهره فقط 14 سالش بود...




۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۲ ، ۱۰:۴۳
خانم چادری

هنوز بعضی از همکاراش تو بیمارستان بی حجاب بودن؛ همینطور بعضی از زن های فامیل، ولی مهین همیشه حجابش رو حفظ می کرد. واسه همین، بعضیا بهش توهین می کردن و می گفتن: «از تو بعیده که اینقدر ساده باشی و تحت تاثیر جو انقلاب قرار بگیری.آخه این چیه سرت کردی؟» مهین هم می گفت: «من به بقیه کاری ندارم و برای حجابم هدف دارم! چون مسئله حجاب رو از ته دل درک کردم و اصلا از روی سادگی و نادونی، با حجاب نشدم». به خونوادش هم که به خاطر این توهین ها ناراحت می شدن می گفت:« مطمئنم یه روز همینایی که به حجاب اهمیت نمیدن،بیشتر از من بهش مقید میشن!»

شهیده مهین دانشیان

شهادت: 1359

علت شهادت:بمباران ؛آبادان

برگرفته از:عروس خاک(صفحه 34)

چادرهای سرخ مرکز فرهنگی مطاف عشق وابسته به موسسه روایت سیره شهدا.
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۲ ، ۱۰:۲۳
خانم چادری

از بی بند و باری بیزار بود.

حجاب و حیای بالایی داشت.می گفت:"بدم می آید از دخترهایی که بین راه معطل می کنند تا مدرسه پسرانه تعطیل شود و همدیگر را ببینند."

روزی که قرار بود فرح،برای بازدید به مدرسه شان برود،توی دفترچه اش نوشته بود:"گفته اند هر کس حجابش را بر ندارد یا در مراسم شرکت کنند، از انضباتش کم می شود یا او اخراج می کنند. با این حال من به هیچ قیمتی در این مراسم شرکت نخواهم کرد.حتی اگر مرا اخراج کنند".

(
خاطره ا از شهیده فهیمه سیاری/ پرنده ای در عرش)

پلاکِ شهادت

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۱ ، ۱۲:۰۷
خانم چادری
باید می رفتم و دخترم را می دیدم. جنازه ی زینب را به سردخانه پزشکی قانونی برده بودند.ماباید برای شناسایی به آنجا میرفتیم....

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۱ ، ۲۳:۰۸
خانم چادری